**ماجرا امیلی چان و کو**

 

کو: ام نکو چان زحمت لباسم رو میکشی؟

برام دکمه هاشو باز کن

امی:پس اون دوتا دست که داری چیه؟

کو:عاا گفتم که من نمیتونم دو ساعت طول میکشه

امی چان دکمه های لباس کو رو باز میکنه

که کو دست های امی چان رو ميگيره و اونو رو تخت میندازه

امی:خدایا باز شروع شد ایی بگم ماریی عجب غلطی کردم!

کو: الان دیگه دیر شده! 

کو اول سرش رو نزدیک صورت امی چان میبره لب هاشو نزدیک لب های امی چان میکنه که 

میره سراغ گردنش تا گازش بگیره 

اما با چیزی که میبینه شاخ در میاره 

هنوز جای زخم های امیلی خوب نشده بود و بدجور کبود بود 

کو: چیی؟ اما این هنوز خوب نشده که؟ چرا اینجوری شده؟؟ 

واستا ببینم عفونت کرده! چرا چیزی به من نگفتی؟ 

امی: دست گل جنابالیه... میگفتم هم فرقی نداشت تازه ممکن بود دوباره گازم بگیری 

کو:  یعنی این قدر سنگ دلم؟؟ ببخشید 

کو میره وسایل برای زدعفونی کردن زخم امی چان میاره امی دردش میگیره اما تحمل میکنه 

کو: به بقیه چیزی نگفتی؟ 

امی: نه... اگه میگفتم یا میدین ماریان زندت نمیزاشت! با راحیل و نالیا به معنای واقعی کلمه جرت میدادن! 

کو:ببخشید که به خاطر من درد کشیدی... تقصیر  خود لجبازته! اگه لج بازی نمیکردی تسلیم میشدی من اینجوری نمیکردم 

امی: عااا نچچچچچچچچچ من کم نمیارم

کو: هیسسس هر چی گفتم میگی چشم دیگه اینجوری لج بازی نکن 

امی: عا چشم

کو: تموم شد. لباست رو دربیار 

امی: جانممممم؟ 

کو:ام نکو قرار شد لج بازی نکنی حد خودمو میدونم 

امی:عاا آخ دستم درد میکنه نمیتونم 

کو:  پس من در میارم 

کو با برانداز کردن بدن امی چان لباسش رد از تنش در میاره 

گردنش رو بو میکنه و شروع به مارک دار کردن گردنش میکنه امی با هر آهی که میکشه اون رو تحریک میکنه کو نه اینکه برای خوردن خون امیلی گردنش رو گاز بگیره معمولی گردنش رو گاز میگیره و جای دندون هاش رو گردن امیلی پره... 

کو پایین تر میره و وسط سینه امی چان بوسه میزنه  با زبونش بدن امیلی رو تمام احساس میکنه 

با دستش بدن امیلی رو لمس میکنه 

امی: آه... ا... کو! اونجا نه!

کو:نترس اونجوری نمیشه برای الان خیلی زوده 

کو امی رو برمیگردونه شلوارش رو در میاره و روی امی دراز میکشه 

با انگشت های سردش پهلو امیلی رو لمس میکنه و تا بالا 

و چند تا حرکت خاک بر سری میزنه تا امیلی رو تحریک کنه و باعث تحریک بیشتر خودش بشه

امی: کوکو مگه نگفتی اینجوری نداریم؟ 

کو: دوست نداری؟ درد نداره.... 

امی: هر وقت ازدواج کردیم بعد 

کو: از کجا معلوم.... هاعع؟ ازدواج.... ؟. ؟. ؟؟

خوب اون درست ولی اینجوری بیشتر حال میده 

قول میدم یه ذره دردت نیاد... لذت ببری ام نکو چان  

اگه دردت اومد سریع بس میکنم 

امی: آخه... 

کو:  ام نکو چان به من اعتماد نداری؟ 

امی:دارم... اما آخه کار درستی نیست... 

کو: آروم شرتش رو پایین کشیدم 

امی:ک.. و... کو.. 

کو:جانم؟ 

امی:اینجوری نمیخوام... متاسفم 

کو: زد حال شد ولی چه کنیم تا ام نکو چان نخواد که نمیشه. 

امی برمی‌گرده و به چشمای کو نگاه میکنه 

صورتش سرخ میشه 

کو چشماش رو خمار میکنه صورتش رو نزدیک میکنه با زبونش لب های امیلی رو لیس میزنه و گاز میگیره با ولع اونو میخوره 

بیشتر و بیشتر لب هاشو میخوره و امیلی هم کم کم باهاش همکاری میکنه و لب های کو رو میبوسه 

کو زبون امیلی رو به بازی میگیره و بوسه طولانی 

کو محکم لب های امیلی رو مزه مزه میکنه و ازش جدا میشه و دوباره و دوباره 

آخر نفس دیگه کم میارن و از هم جدا میشن 

امی دستش رو روی سینه کو میزاره و بعد گردنش و موهاش رو نوازش میکنه 

کو: میدونی الان چقدر تحریک شدم؟خیلی برام سخته نه خونت رو بخورم و نه باهات... کنم 

امی دست کو رو ميگيره روی قلبش میزاره : من مال توعم... در اختیار توعم... ببخشید اما بعد از ازدواج که درستش همونه اون موقع ^^

اگه حالا با هم ازدواج کنیم... شاید با دختر دیگه ای ازدواج کنی... یا اصلا نکنی... نمیدونم خوب من امممم... 

کو: مال من باش 

امی: هستم 

کو:  میخوام یه رازی رو بهت بگم! تو تا آخرش مال منی 

چشم هاتو ببند 

امیلی چشم هاشو میبنده کو یک جعبه سیاه رنگ که با ربان قرمز تزعین شده از تو لباسش درمیاره 

کو: نمیدونم الان وقت مناسبیه یا نه... اما... 

ام نکو چان با من ازدواج میکنی؟ حاضری تا ابد مال هم بشیم؟ 

امی: دستاشو جلوی دهنش میزاره*

ایسگا کردی معلومه که نه من با خون آشام ازدواج کنم؟؟ 

کو:........... از ناراحتی سرش رو پایین میندازه*

امی:شوخی کردمممم معلومه که ارهه. 

کو رو بغل میکنه *

کو خوش حال میشه *

کو: عااا خیلی نامردی! بدجور خورد تو ذوقم! 

منو ایستگا میکنی آره؟؟ 

امیلی رو قلقلک میده*

امیلی حلقه‌ تو دستش میندازه *

امی: خیلی خوشگله ممنونم 😭

کو: خواعش هاا چرا گریه میکنی؟ 

امی:اشک ذوقه خوو

کو:^^ 

هم دیگه رگ بغل میکنن و با یه لبخند پر انرژی و شادی میخوابن ^^

 

###########################

امیلی چان خودت گفتی منحرفی کن منم الان فازم  منحرفی بود کردم^^

امیدوارم لذت برده باشید 

اینم سوپرایز من برای این قسمت بود^^