من: کونچیوا ذن سان

ذن: چی میخوای؟

من: میخوام مصاحبه کنم .

ذن: وقت ندارم ..

من: به نظرم عالییی میشه برم تو شرکتت پخش کنم تکامل یافته‌ایی.هوم؟

ذن: تو از یکی آتو داشته باشی طرفو جوان مرد میکنی.-_-

من: نظر لطفته بریم برای سئوال اول،

تو پودینگت چی میریزی اینقدر خوشمزه است؟(بچه ها امید وارم هیچوقت غذای بیمارستان نخورین که بدبخت میشین،هفت روزه دارم زجر میکشم)

ذن: هوم؟ 

من: حواست کجاست؟سرتو از تو اون مانیتور بیرون کن . جواب منو بده.

ذن: حوصله ندارم.

من: من ازت نظر پرسیدم؟نه پس جواب منو بده.

ذن: بلد نیستم پودینگ درست کنم.

من : آره عمه من بلده تو  بلد نیستی.-_-

ذن: قبول داری وراجی؟

من: اینجا من سئوال میپرسم تو جواب میدی . حالا به من بگو تو چرا داخل اون سازمانی؟

ذن: من جایی نیستم امی چان!

من: کی متوجه شدی تکامل یافته ایی؟

ذن: خصوصیه.

من: قدرتت چیه؟

ذن : اینو جواب بدم از شرکت گم میشی؟

من: آره(دروغ میگویم)

ذن: زمان و نگه میدارم.

من: چطوری؟

ذن  با حراست تماس میگیرد*

ذن: زنگ زدم حراست ببرنت.تو که زبون خوش حالیت نیس.

من: قبول داری یه پسره خودشیفته مغرور بی ادب بی نزاکت باکا هستی؟

حراست میایند و امی چان را بیرون میبرند*

اینم از مصاحبه.