مصاحبه با دازای اوسامو 💖
مصاحبه با دازای اوسامو
*دازای کون با لگد در را باز میکند*
دازای: سلام سلام من اومدم
*رو مبل میشینه و پاشو رو پاش میندازه *
ماری چان: کینیچوا دازای کون خوبی؟ خوش اومدی
دازای: دازای کون؟؟ چه زود دختر خاله میشه
ماری: -_____- ببین با همین ماهیتابه پشت صحنه میزنمت ها!
دازای: خوب باشه بابا
ماری چان: ممنونم که اومدی خوب یه کم درباره خودت بگو
دازای: یه پسر جذاب خوش تیپ بهترین عضو آژانس بدون من آژانس یک روز هم سر پا نمیمونه
*کونیکیدا با ضربه ای محکم به در وارد میشود*
*گوش دازای را میگیرد و داد میزند: تو کدوم گوری بودی؟
قرار بود امروز تو کتابخونه رو مرتب کنی گمشو برو از کار فرار نکن!! که آژانس بدون تو سر پا نمیمونه خودشیفته مازوخیسم دار؟؟ خراب کاری هاتو بگم؟ ها؟ ها؟
ماری چان: عه عه کونیکیدا ولش کن ببینم من گفتم بیاد مصاحبه زندس الان قشنگ همه چی ظبط شد ها خراب کردی مصاحبه رو برو برو
کونیکیدا: عه ببخشید ولی این تنبل گوساله (زشته بچه نشسته)
از زیر همه کار هار در میره باید با من بیاد
ماری:کجا؟ برو باوا به زور اینو از بالا پشت بوم آوردم پایین خودکشی نکنه! اگه ببریش دفتر آرمان هاتو آتیش میزنم
کونیکیدا: چی؟؟ دفترم! *گشتن کل لباس هاش*
دفترمو بده
نمیدمم
بدههههههههه
نمیدمممممممممممممممم
بدههههههههههههههه میگممممممم
منم میگممممم نمیدمممممممممممممممممممممممممممم بعد از مصاحبه میدم برو وقتمون رو گرفتی!
*دازای یواشکی از پشت با یه لگد محکم کونیکیدا رو پرت میکنه بیرون (همچنان در حال پخش زنده)
دازای: اخیششش اریگاتو نجاتم دادی راحت شدم البت فعلا&_&
ماری:خواهش بریم ادامه مصاحبه
میدونستی دختر کش ترین شخصیت هستی؟ و حدود ملیونی دختر روت کراش دارن؟
دازای:واقعا؟؟ عالیههه (دختر باز-_-) خب کدومشون میان باهم یه خودکشی دو نفره کنیم؟؟
ماری:من چه بدونم ولی... میشه باهم یه خودکشی دو نفره کنیم؟ من خیلی دوستت دارم
*آب شدن و فرو رفتن در زمین*
*عوامل صحنه دهن باز نگاه میکنند *
*دازای با تعجب نگاه میکند *
*خوش حالی و ذوق تو چشمای دازای موج میزنه *
دازای: مصاحبه دیگه تمومه دستشو به سمت ماریان دراز میکنه ازت خوشم اومد بیا بریم
ماری چان: ها؟ من؟ واقعا؟؟ 😍😍 کجا؟
خودت میفهمی بای بای بینده ها
باش^^
* دست در دست هم با ذوق خارج میشوند *
قیافه چویا در خانه: هاععععععع؟؟ جانم؟؟؟ چه مصاحبه ای شد! چی تو کله اون دازایه؟؟ پسره ی کل شق خل و چل بلخره موفق شد یه دختر گیر بیاره باهاش خودکشی کنه
آتسوشی در کنار کیوکا در خانه: هنننننننننننننننننننن؟ *کوبیدن دست بر پیشانی *
وجی ماری چان: ببیندگان عزیز این مصاحبه به پایان رسیده ممنونم که تماشا کردید
من برم ببینم اینا چی کار میکنن کار دست خودشون ندن (منحرف فکر کنی گریلت میکنم! :// هنتای-_-)
جانه^^










