پنج دختر و ده خون آشام p15
پنج دختر و ده خون آشام p16
همه با سرعت راه میوفتن*
از طرفی دیگر در مافیا*
دازای:هی صبر کن ببینم! اینا رو جا به جا کنید چقدر دیگه مونده؟
یکی از افراد مافیا: چشم دازای سان، 30% از محموله ها مونده باید تا خالی شدن و اومدن صبر کنید...
دازای:تفف:// لعنتی خوب باشه... برم منم یه جا لم بدم کتاب بخونم
در اتاق خانه چویا*
لباس های ماریان رو درمیاره و خون هارو پاک میکنه*
زخم های عمیقش رو بخیه میزنه و با بانداژ هاییی که از دازای کش رفته بود بندش رو پانسمان و بانداژ میکنه
یکی از لباس های نامزدش رو کش میره و تن ماریان میکنه *
ماریان روی تخته*
چویا هم تقریبا روش که داره لباس رو درست میکنه*
اصن بهش نگاه نمیکنه*
که ناگهان صدای تق تق میاد وارد خونه چویا شدن*
((راحیل: رسیدیم باید درست ساختمون اصلی رو پیدا کنیم))
صدای راه رفتن بلند تر و بیشتر به اتاق نزدیک میشه*
چویا:کارم تمومه....
.
.
.
نامزد چویا یهو میاد و درو باز میکنه*
((چیه عاا فک کردی راحیل میاد؟؟ ناح ناح سرکاری بود😁))
اسم نامزد چویا یادم رفت-_- علامت نامزد چویا+
+ چوووووویاااااااا اون دختر رو تخت من چه غلطی میکنه؟ تو چیکا.. ر... نکنه.... اون.... م.. ا... ریا... نه..! ؟
چویا:به جان جدم من کاری نکردم! ماریان عضو اژانس جاسوسیه تو درگیری گرفتیمش اینا کار دازایه، اطلاعات نداد
دازای برداشته بدجور شکنجش کرده آوردم خونه زخم هاشو پانسمان کردم
+ اوه وایی خداا... دوست عزیز من.... خوب کاری کردی چویا
سرتو بیار
چویا:و.. واسه چی؟
چویا سرش رو جلو میبره*
آماده کتک خوردنه*
محکم نامزدش گوشش رو ميگيره و میکشه*
+ خیلی ابلهییییییی چویااااااااا میدونی این دوست منه بعد اومدی هیچ کاری نکردی ها؟؟؟؟؟
ببشعوررررررررررررررر من میدونم با توووووووووووووو
چویا:غلط کردمممممم ببخشید ببخشید!! اییی دردم میاد گوشم کنده شد عزیزم ببخشید من نمیتونستم دخالت کنم که
+ اوفففف برم براش سوپ بپزم
گوشش رو محکم میکشه و ول میکنه*
یه دونه محکم میزنه تو سر چویا*
و میره*
چویا: اوففف من چویا ناکاهارا! اناهاباکی! از یه دختر کتک میخورم =--= از عرش به فرش رسیدن همینه هاا
+ عرش به فرش آره؟؟؟؟؟؟؟؟
چویا:مگه اینجا شنوت کار گذاشتیییییییی؟؟؟ چجوری شنیدی؟ نه نه... بابا من هیچی نگفتم...
+ از دست تو چویااااا
چویا با خودش: چه بدبختی گیر کردم من عجب غلطی کردم نخواستیم باوا....
:/:/:/:/:/:/:/:/:///////////////::::::::::::::::::/:/:/:/:/:/:/:/:/:/:/:/:
دازای:اوفففف پس با خوردن سوسک شاخک دار سمی با زهر سم مامبای سیاه خودکشی میکنن که باعث میشه درد زیادی داشته باشن و مرگ وحشتناکی دارن ولی بدنشون توسط موریانه و حشرات خورده نمیشه...
آه چقدر چندش! خوب شد امتحانش نکردم
آه ماشین رسید؟
راحیل:حملههههههههههههههههههههههههههههههه
ساکاماکی ها و موکامی ها میزنن افراد کمی که باقی موندن تو مافیا رو میکشن *
دخترا دازای رو دوره میکنن*
راحیل:اشغال همین الان بگو ماریان کجاست؟
دازای:اوه اوه طرز حرف زدنت اصلا خوب نیست باید بهت ادب یاد بدم ها؟
شما ها ولش کردید، متاسفم ولی ماریان اینجا نیست
ولی خدایی خیلی سخت جون بود، حتا من نتونستم ازش حرف بکشم
شو:هی عوضی تا آخرین قطره خونت رو نخوردم بگو کجاست؟
دازای:هاا نامزدشی؟ یه خون آشام؟ هومم اون موقع ها خیلی بی رحم بود چطور شده با یه خون اشامه؟؟... هه
باید اطلاعات بهم میداد اما حتا تحت بدترین شکنجه هام هم چیزی نگفت
خیلی خوب اون رد یاب رو تو بدنش جا گذاشتید
نالیا:خفت میکنم
راحیل:اون لبخند رو از لبات محو میکنم!
شو:اشغال عوضی....
دازای: آه آه چقدر کار دارم، اگه دنبال اونید برید به این آدرس خونه چویا
راحیل:اون کوتوله؟؟؟
دازای:زیادی دل رحم تشریف داره، بالا بری پایین بیای بازم دل رحمه نتونست تحمل کنه بردش خونش بهش برسه و زخم هاشو پانسمان کنع *
راحیل: ما اومدیم نجات ماریان اولیت ما اینه، انتقامش رو بعدا ازت میگیرم!
شو: من عمرا زندت بزارم...
راحیل جلوش شو رو ميگيره*
راحیل:الان نه...
برادر ها به زور شو رو میبرن بیرون
دازای: راحیل چان یادت نره... چیزی که متعلق به منه بدی
راحیل:همه برید بیرون
نالیا:اما...
امیلی: میخوای چیکار کنی؟
راحیل:این یه دستوره
نالیا:واسه ما ادای ماریان رو در میاره =-=
همه میرن بیرون*
دازای:خوب؟ دستمزدم رو بده
راحیل:بفرما جلو دوم کتاب رهنمای خودکشی کامل=_=
دازای : آخ جوننننننننننننننننننننن مرسی
بدو بدو میرود تا کتاب را بخواند*
کلی ذوق کرده*
راحیل با چهره ای پوکر اندر عاقلانه نگاهش میکند*
راحیل:خودت شفا بده
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
پایان این پارت
خوب خوب خوب
یه چالش باحال دارمممممم
یه سوتی تو این قسمت هست
رهنمایی: چیزی که تو گذشته نمیدونه اما حالا میدونه
خاب فقط همین راهنمایی
هر کس درست حدس بزنه
10 تا عکس خیلی خیلی نایاب و کاوایی از هر شخصیتی که دوست داره و یه پارت از داستان و یه ولکام کیوت و کاوایی جایزه داره
ببینم چه میکنید!
جانه^^










