پنج دختر و ده خون آشام p17

 

راحیل:خب بریم به این آدرس

سوبارو:چیکار کردی؟

راحیل:جلد نایاب دوم کتاب مورد علاقش رو دادم=---= خل و چله!.

کو:چه کتابی؟

راحیل:راهنمای کامل خودکشی

همه:-_____________- 🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲شفا

((ماریان:عاا به شوهر من نگید! =---=))

شو:اون مرتیکه برده خونش.... ولم کنیددددد میخوام جفتشون رو جر بدممممم بکشمممممم

نالیا:آروم عهههه

دازای:آه یادم رفت، اونجا خونه چویا نیست خونه نامزدش هم هست باهم انگار زندگی میکنن بهتره صرو صدا راه نندازید، 

چقدر هم زن ذلیله😑😂😂 حسابی حرف گوش کنه! 

راحیل:چوووویااااا زن گرفتهههه؟؟ کی میاد زن اون کوتوله بشه

دازای:منم همینو تعجب کردم! خاب خداحافظ! 

با یه مرد عینکی سوار ماشین میشن و میرن*

راحیل:بزنید بریم... 

((**فلش بک **)) 

راحیل: سلام کوتوله شماره زرافه رو بده 

چویا:بلد نیستی عین آدم حرف بزنی؟ 

راحی: بدههههههه عصاب ندارممممممممممممممممممممممممم 

چویا:گوشم جر خورد بیشعورررررررررررررررررررررررر 

برات فرستادم گمشو بخون 

قطع میکنه*

راحی:الاغغغغغغغغغغغغغغغغغ کوتولهههههههههههههههههه 

خاب برم بیرون کسی نفهمه*

سوبارو:کجا میری؟ 

راحی:خونه خاله شجاع =-= میرم کار دارم تو حیاطم 

سوبارو: بی عصاب... 

راحی: خاب اینم شماره کوفتی 

تماس میگیره*

دازای:سلام دازای هستم متخصص خودکشی 

راحی:درد مرض سلام مرتیکه الاغغغغ، ماریان کجاست 

دازای:وایی باز تو! شماره منو از کجا گیر آوردی؟ نکنه اون کوتوله هویج بهت داده؟ 

راحی:یه معامله جلد دوم کتاب راهنمای کامل خودکشی رو بهت میدم در عوض میگی ماریان کجاست 

دازای‌:قبوله... مافیا داره تغییر مکان میده میدونم جامون رو پیدا کردید بیایید من منتظرم

راحی:باش 

((**پایان فلش بک**)) 

به سمت خونه چویا حرکت میکنن*

راحیل: من میرم شما عقب باشید

زنگ رو میزنه*

یه دخمل میاد و درو باز میکنه*

کریستا: سلام بفرمایید 

راحی:اومدم دنبال دوستم ماریان 

کریستا: سلامممم آره اینجاست بیایید 

همه میرن تو خونه*

خونه بزرگ و کیوته*

چویا رو با یه ظاهر دیگه میبینن*

چویا: بر مگس معرکه لعنت تو اینجا چیکار میکنی؟ دوستاتم آوردی؟ اینا کین؟ 

کریستا میکوبه تو سر چویا*

کریستا: چووویااا سلامت کوشششش؟؟؟؟ 

چویا: سلام... خوش اومدید... 

راحیل میخواد از خنده منفجر بشه*

راحیل: وای خدا فکر نمیکردم تو اصن بتونی ازدواج کنی... چه حرف گوش کن شدی... 🤣🤣🤣🤣اصلا تصورش رو کن😂😂🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

چویا:ای***** عوضش رو در میام.... 

کریستا:برو شوهر خودت رو مسخره کن! 

راحی:عجب ها خندیدم 

ماریان: اومدین مثلا نجات من؟ =___=

دخترا میپرن بغل ماریان*

راحی و نالی و امی: ممممااااااااارررررریییییییییییییییی 

نالیا:چرا بانداژی؟ وای زحمات.... 

ماری: من خوبم... خفه شدم یواششششششششششش

آیاتو: خوبه حالت خوبه 

ازوسا:چقدر زخمی شدی 

کاناتو:  من و تدی خیلی ناراحت بودیم 

یوما:عجب دختری 

روکی:حالت خوبه؟ درد نداری؟؟ 

رجی:بریم خونه برات سوپ آماده میکنم زودی خوب بشی^^

ماریان:نگران نباشید خوبم خوبم! مرسیی ببخشید که به دردسر انداختمتون 

راحیل: اون کد رو میخواستن؟؟ بهشون میدادی کل بدنت... 

لایتو:خوشم اومد... 

سوبارو:با این همه درد بازم نگفتی، تو دیگه کی هستی 

ماریان:باشه باشه! نمیشد نباید اون کد و رمز هارو میدادم 

ماریان:چطوری فهمیدید اینجام؟ 

راحیل ماجرا رو میگه*

ماریان:راحیل بهت گفته بودم حتا قبل از اینکه برم مافیا یه دوست صمیمی داشتم... معرفی میکنم کریستا دوستم و نامزد چویا 

راحی:به ما هیچی نگفتی اون وقت؟ 

روکی:تو هم همکاری کردی؟ باید تو رو... 

چویا: بابا من کاری نکردم! 

ماری:اره جون عمت=-=

چویا نگران نگاه میکنه*

ماری: اوفففف این کاری نکرد اون دازای الاغ بود 

بیخیال گذشت... امممم شو؟ خوبی؟ 

شو همچنان زل زده*

سوبارو:هی تشنج کردی؟؟؟ 

ایاتو:الووو؟ 

لایتو:تو هپروتی؟ 

شو سریع به سمت ماریان میره و محکم بغلش میکنه*

شو:دیگه هیچ وقت تنهام نزار.... *گریه میکنه*

همه دهن باز نگا میکنن:شو داره گریه میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!! 

ماری‌: هی هی آروم... ببخشید 

شو رو بغل میکنه*

خلاصه همچی به خوبی و خوشی تموم میشه *

خداحافظی میکنن و به هتل برمیگردن*

رجی:ولی درس عبرت شد! دیگه شما ها پشت گوشتون رو دیدید ما هم میزاریم برید بیرون! 

دخترا:عههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه 

کو: الحق که دخترن 

روکی برای ماریان سوپ میبره *

ماری:مرسی^^ از همتون ممنونم.... 

خواعش*

شو برای ماریان سوپ میبره*

ماریان نگاه میکنه *

یک قاشق روکی میزاره دهن ماریان یک قاشق شو*

راحیل و سوبارو: رقابت عشقی... 

کو :انگار هر دوشون عاشقن ببینیم آخر مال کی میشه 

ایاتو: خوبه پخش و پلا جمع و جور شد (منظورش شو عه)) 

ماری:خفه شدم! یواش مگه مسابقس؟ 

روکی و شو نگاه میکنن*

آیاتو : یویی چان فک کنم این تو این چیزا گیجه 

لایتو:هنو این نفهمید؟ 

ماری:چیو؟ &___&

راحیل:بزارید من روشنش میکنم این خنگه =___=

همه یه دونه میکوبن تو سرشون *

راحیل:الاغ جان ببین روکی و شو  تو رو دوست دارن حالا هم دارن با هم رقابت میکنن تا تو رو عاشق خودشون کنن تا تو مال اونا بشی گرفتی؟ 

ماریان:هاعععععععععههههههه؟؟؟؟ 

تبدیل به گوجه میشه*

روکی و شو یه نگاه به هم و بعد یه نگاه اندر عاقلانه به راحیل و ماریان میکنن*

ماریان میره زیر پتو*

شو و روکی:....... 

سوبارو:این چرا اینجوری کرد؟ 

نالیا: خو مشنگ هر دختری باشه خجالت میکشه مخصوصا این

سوبارو:آها... 

ماری: سوپ رو بده من خودم میخورم.... 

سوپ رو بر میداره و به اتاق خودش فرار میکنه*

رجی:الان این چرا فرار کرد؟؟؟؟؟؟؟ 

تنها فرمولی که نمیتونم درک کنم دخترا=--=اونم شما=----=

نالیا، امیلی، راحیل، یویی، از طرفی هم صدای ماریان: ما دخترا به پست پسرا نمیبازیممممممممممم! تکیم دیگه لنگه نداریم 

لایتو: پیچ چی چان چه شیطون بوده ما نمیدونستیم رو نمی‌کرده.... 

آیاتو: هعیییی من نفهمیدم آخر 

کو:ولی ام نکو چان خیلی خوب شد اومدید 

خونه خود ما از وضعیت خیلی مزخرف و.... در اومدیم 

من نامزد کردم! 

آیاتو فهمید چطوری احساسش رو به یویی بگه 

یه روی دیگه از سوبارو رو دیدیم که هیچ وقت حتا تصورش هم نمی‌کردیم و انواع احساساتش! 

شو رو مبل پخشو پلا عاشق و جمع شد 

روکی عاشق ماریان شد 

لایتو دوباره دوست دختر گرف 

حال و هامون عوض شد 

همه پسرا:موافقیم@_@

همه دارن می‌خندن 

که یهو راحیل حالش بد میشه و بهم میخوره 

راحیل: نه من یه چیزیم شده! غذایی که دوست دارم به دهنم بد طمع میاد.... 

چیز های مختلف حوس میکنممم.... 

به لایتو نگاه میکنم حالم بهم میخوره نمیدونم چرا..... 

لایتو:دیوار کوتاه تر از من نبود؟؟به من چهههه؟ آخه؟ 

رجی:سوبارو بهت هشدار داده بودم خودت جمعش کن... میدونی باید چیکار کنی... این به نفعته هم به نفع اون و هم همه

سوبارو:لعنتی عجب گوهی خوردم....! 

اینا دم گوشی حرف زدن*

سوبارو:چیزیت نیست راحیل پاشو بریم اتاق 

راحی:آخه... 

سوبارو محکم دست راحیل رو ميگيره و کشان کشان به داخل اتاق میبره و درو قفل میکنه*

راحی:آخ.... یواش... چ.. چیکار... میکنی...؟ 

اون... او.. نو... بزار.... اون... ور... سو... ب.. ا... رو... سو.. بارو... 

........ 

 

######################___############

تماممم

چه جای حساس تموم کردم نه؟ 

😁😁😁😁😁😁

تا پارتی دیگر بدرود 💮🌾🌾☘️☘️